واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
638
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
و پسران على تگين و بورى تگين و عين الدوله داده شد . فراريان را تا كرانهء آمودريا تعقيب كردند تا ايشان به ماوراء النهر گريزند و شاهد زندهء تأييد خبر پيروزى باشند . از ديگر سو مسعود در نامهاى خطاب به رئيس قراخانيان كه توسط ابو الفضل بيهقى تنظيم و تحرير شده بود ، اظهار اطمينان كرده كه ارسلان خان از يارى رساندن به وى مضايقه ننموده ، حتى شخصا بدين منظور لشكركشى خواهد كرد « 1 » . ولى شخص مسعود يقين داشت كه بايد نه تنها از بلخ و سرزمينهاى تابع آن بلكه از غزنه نيز صرفنظر كند . وزير و ديگر اعيان مأموران دولت ثابت مىكردند كه بيم وى به هيچوجه پايه و اساسى ندارد « 2 » . مع هذا مسعود مصمم شد به هندوستان رود و براى بورى تگين منشور ولايت بلخ و تخارستان « 3 » را ارسال داشت ( تا ميان او و سلجوقيان را برهم زند ) و به اعيان مأموران كه در غزنه باقى مانده بودند اجازه داد كه چنانچه سلجوقيان وارد شدند به خدمت ايشان درآيند « 4 » . بطورى كه وقايع بعدى نشان داد يأس و هراس مسعود واقعا بيموقع و زود بوده . پس از خلع و هلاك سلطان ( در 11 جمادى الاول سال 432 هجرى - ژانويه سال 1041 ميلادى ) « 5 » و سلطنت كوتاه محمد برادر وى ، كه لشكريان
--> ( 1 ) - بيهقى ، چاپ مورلى ، 796 ؛ ( چاپ غنى - فياض ، 634 - 633 ) . ( 2 ) - بيهقى ، چاپ مورلى ، 830 - 829 ؛ ( چاپ غنى - فياض ، 661 - 662 ) . ( 3 ) - بيهقى ، چاپ مورلى ، 826 ؛ ( چاپ غنى - فياض ، 659 ) . ( 4 ) - بيهقى ، چاپ مورلى ، 832 ؛ ( چاپ غنى - فياض ، 663 ) . ( 5 ) - به گفتهء گرديزى ( نسخهء اكسفورد ، ورق 174 ؛ نسخهء كمبريج ورق a 140 ؛ ( چاپ محمد ناظم ، 110 ) 11 جمادى الاول 432 هجرى رجوع شود به « متون » ص 18 .